تبلیغات
مطالب متنوع از همه جا

درباره سایت

در این وب سعی شده مطالب متنوع در موضوعات مذهبی و.. گرداوری شود .
با تشکر

آدرس وب خودتان :

www.jalalsa.ir

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

/*t

علت گرفتاری یوسف و اندوه یعقوب چه بود ؟؟؟

احادیث و روایات و حکایات

علت گرفتاری یوسف و اندوه یعقوب چه بود ؟؟؟

ابو حمزه ثمالی گفت صبحگاه جمعه ای نماز با حضرت زین العابدین خواندم. ایشا ن پس از تمام کردن ذکر و تسبیح به قصد منزل حرکت نمودند من هم در خدمتشان بودم. وقتی به منزل رسید کنیزی داشت بنام سکینه، او را خواسته فرمود مبادا مستمند و فقیری را که به در خانه ما آمد مأیوس برگردانید حتما هر که آمد غذایش بدهید زیرا امروز جمعه است.
عرض کردم آقا همه کسانی که سؤال می کنند مستحق نیستند. فرمود ثابت (اسم ابوحمزه است) می ترسم بعضی مستحق باشند و از در خانه ما محروم شوند آنگاه بر ما خانواده نازل شود آنچه بر  آنچه بر خانواده یعقوب وارد شد.
 غذا بدهید سؤال کنندگان را غذا بدهید.
حضرت یعقوب هر روز گوسفندی می کشت مقداری خودشان مصرف می کردند و قدری صدقه می دادند. مرد مومن و مستمندی در حال روزه با منزلتی که در نزد خداوند نیز داشت، غریب آن ناحیه بود از در خانه آنها گذشت. افطار شب جمعه بود گفت سائلی غریب و گرسنه ام از زیادی غذای خود به من بدهید. درخواست خود را بر در خانه یعقوب مکرر کرد آنها می شنیدند ولی از وضع او خبر نداشتند گفته اش را تصدیق ننمودند.
شب فرا رسید فقیر مایوس گردید جمله انا لله و انا الیه راجعون را بر زبان گذرانیده اشکش جاری شد. آن شب با همان حال خوابیده و شکایت گرسنگی را به خدا کرد، فردا را نیز روزه گرفت با شکیبائی خدا را ستایش می کرد. اما یعقوب (علیه السلام) و خانواده اش با شکم سیر خوابیدند از غذایشان هم زیاد ماند. خداوند صبح آنشب به یعقوب وحی کرد بنده ما را خوار کردی به طوری که باعث خشم من شد سزاوار تأدیب و نزول بلا و گرفتاری شدی که از طرف من نسبت به خود و خانواده ات نازل شود.
یا یعقوب ان احب انبیائی الی و اکرمهم علی من رحم مساکین عبادی و قربهم الیه و اطعمهم و کان لهم مأوی و ملجأ یعقوب! به درستی که محبوب ترین پیغمبران در نزد من آن کسی است که بر مستمندان ترحم کند و آنها را به خود نزدیک نموده غذایشان بدهد پشتیبان و پناه ایشان باشد. یعقوب! دیشب بنده مستمند ما (ذمیال) را ترحم نکردی هنگام افطار به در خانه ات آمده درخواست نمود که غریب و بینوایم او را غذا ندادی با اشک جاری بازگشت شکایت گرسنگی خود را به من کرد. امروز نیز روزه گرفت دیشب شما همه سیر بودید و غذایتان زیاد آمد.
یعقوب می دانی دوستانم را به کیفر و رفتاری، از دشمنانم زودتر مبتلا می کنم. این هم به واسطه حسن نظر من به آنها است. اما دشمنان را پس از هر خطا فورا گرفتار نمی کنم تا متوجه استغفار نشوند آنها را خورده خورده می گیریم(14) اینک به عزتم سوگند تو و فرزندانت را گرفتار می کنم و بر شما مصیبتی نازل خواهم کرد و با کیفر خود شما را می آزارم آماده ابتلا شوید و به آنچه بر شما نازل می کنم راضی و شکیبا باشید.
ابو حمزه به حضرت زین العابدین (علیه السلام) عرض کرد فدایت شوم یوسف خواب را در کدام شب دید. فرمود همان شبی که یعقوب و خانواده اش سیر خوابیدند و ذمیال گرسنه. صبحگاه که خواب را برای پدر نقل کرد با آن وحی که شده بود یعقوب افسرده گشت به یوسف گفت برادران خود را از این خواب مطلع نکن می ترسم نیرنگی برایت بکنند. اما یوسف داستان خواب را به برادران گفت گرفتاری آنها شروع شد.


ای که دستت می رسد کاری بکن/ پیش از انکه کز تو نیاید هیچ کار

یاد بگیرید و یاد بدهید بسم الله

احادیث و روایات و حکایات

یاد بگیرید و یاد بدهید بسم الله تا سعادتمند شوید

روایت نموده اند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روزی از قبرستان گذر می نمودند نزدیک قبری رسیدند به اصحاب خویش فرمودند: عجله کنید و بگذرید اصحاب تعجیل کردند و از آنجا گذشتند و در وقت مراجعت چون به قبرستان و آن قبر رسیدند خواستند زود بگذرند حضرت فرمودند: عجله نکنید.
اصحاب عرض کردند: یا رسول الله! چرا در وقت رفتن امر به عجله کردن فرمودید حضرت فرمودند: صاحب این قبر را عذاب می کردند و من طاقت شنیدن ناله و فریاد او را نداشتم اکنون خدای تعالی رحمتش را شامل حال او کرد، گفتند: یا رسول الله! سبب عذاب و رحمت به او چه بود؟
حضرت فرمودند: این مرد، مرد فاسقی بود که به سبب فسقش تا این ساعت در اینجا معذب بود کودکی از وی باقی مانده بود در این وقت او را به مکتب بردند و معلم به این فرزند بسم الله الرحمن الرحیم را تعلیم نمود و کودک آن را بر زبان جاری نمود، در این هنگام به فرشتگان عذاب خطاب رسید که دست از این بنده فاسق بردارید و او را عذاب نکنید روا نباشد که پدر را عذاب کنیم در حالی که پسرش به یاد ما باشد
منبع:
**ر.ک: داستان هایی از بسم الله الرحمن الرحیم 2/86 85 به نقل از: تفسیر متهج الصادقین /32

لبه پرتگاه

احادیث و روایات و حکایات

براستی انسان در لبه پرتگاه است پس نباید غافل گشت.

هفتاد سال، هفت روز یک نان

گویند عابدی هفتاد سال خدا را عبادت کرد. شبی در عبادتگاه خود مشغول راز و نیاز بود. زنی آمده درخواست کرد او را اجازه دهد شب را در آنجا بسر برد تا از سرما محفوظ بماند. عابد امتناع ورزید. زن اصرار نمود باز نپذیرفت، مأیوس شده برگشت. در این هنگام چشم عابد به اندام موزون و جمال دلفریب او افتاد هر چه خواست خود را نگه دارد ممکن نشد از معبد بیرون آمده او را برگردانید داستان گرفتار شدن خود را شرح داد. هفت شبانه روز با او بسر برد.
شبی به یاد عبادتها و مناجاتهای چندین ساله افتاد بسیار افسرده گردید به اندازه ای اشک ریخت که از حال رفته بیهوش شد. زن وقتی ناراحتی عابد را مشاهده کرد همین که به هوش آمد گفت تو خدای را با غیر من معصیت نکرده ای اگر با او از در توبه درآئی شاید قبول کند. مرا نیز یادآوری کن.
عابد از عبادتگاه بیرون شد سر به بیابان گذاشت. شب فرا رسید پناه به خرابه ای برد، در آن خرابه دو نفر کور زندگی می کردند که هر شب راهبی برای آنها دو گرده نان به وسیله غلامش می فرستاد. غلام راهب آمد، به هر کدام یک گرده نان داد. یکی از نانها را عابد معصیت کار گرفت. کوری که به او نان نرسیده بود در گریه شد. گفت امشب باید گرسنه به سر برم. غلام گفت دو گرده نان را بین شما تقسیم کردم.
عابد با خود اندیشید که من سزاوارترم با گرسنگی بسر برم این مرد مطیع و فرمانبردار است ولی من معصیت کار و نافرمانم. سزایم این است که گرسنه باشم، نان را به صاحبش رد کرد.
آنشب را بدون غذا بسر برده، رنج و ناراحتی فراوانی و شدت گرسنگی توان را از او ربود، به اندازه ای ضعف پیدا کرد که مشرف به مرگ گردید. خداوند به عزرائیل امر کرد روح او را قبض نماید وقتی از دنیا رفت فرشته های عذاب و ملائکه رحمت درباره اش اختلاف کردند.
فرشتگان رحمت مدعی بودند که مردی عاصی بوده ولی توبه کرده است. ملائکه عذاب می گفتند معصیت نموده با مامور او هستیم. خداوند خطاب کرد عبادت هفتاد ساله او را با معصیت هفت روزه اش بسنجید. وقتی سنجیدند معصیت افزون شد. آنگاه امر کرد معصیت هفت روزه را با گرده نانی که دیگری را بر خود مقدم داشت مقابله کنید سنجیدند به واسطه ایثار و انفاق گرده نان زیادتر گردید و ثواب آن افزون گشت. ملائکه رحمت امور او را عهده دار شدند.

کرامات استاد ....

احادیث و روایات و حکایات

یکی از شاگردان شیخ اعظم انصاری گوید: چون از مقدمات علوم و سطوح فارغ گشتم برای تکمیل تحصیلات به نجف اشرف رفتم و به مجلس افادت شیخ درآمدم ولی از مطالب و تقریراتش هیچ نمی فهمیدم. خیلی براین حالت متأثر شدم تا جائی که دست به ختوماتی زدم باز فایده نبخشید بالاخره به حضرت امیر علیه السلام متوسل گشتم.
شبی در خواب خدمت آن حضرت رسیدم. حضرت آیه شریفه بسم الله الرحمن الرحیم را در گوش من قرائت فرمود. صبح چون در مجلس درس حاضر شدم. درس را می فهمیدم کم کم جلو رفتم، پس از چند روز به جایی رسیدم که در آن مجلس صحبت می کردم. روزی از پایین منبر درس با شیخ بسیار صحبت می نمودم و اشکال می گرفتم. آن روز پس از پایان درس خدمت شیخ رسیدم.
شیخ آهسته در گوش من فرمود: آن کسی که بسم الله را در گوش تو خوانده است تا ولاالضالین را در گوش من خوانده است. این را گفت و رفت.
من از این قضیه بسیار تعجب کردم و فهمیدم که شیخ دارای کرامت است زیرا تا آن وقت به کسی این مطلب را نگفته بودم

منبع
**ر.ک: داستان های شنیدنی از کرامات علما / 62 61، به نقل از: بحار الانوار، 72 / 130. ***.

معجزه بسم الله

احادیث و روایات و حکایات

معجزه بسم الله
گویند: مردی بود منافق اما زنی مؤمن و متدین داشت این زن تمام کارهایش را با بسم الله آغاز می کرد. شوهرش از توسل جستن او به این نام مبارک بسیار غضبناک می شد و سعی می کرد که او را از این عادت منصرف کند روزی کیسه ای پر از طلا به زن داد تا آن را به عنوان امانت نگه دارد
 زن آن را گرفت و با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم در پارچه ای پیچید و با بسم الله آن را در گوشه ای از خانه پنهان کرد، شوهرش مخفیانه آن طلا را دزدید و به دریا انداخت تا همسرش را محکوم و خجالت زده کند و بسم الله را بی ارزش جلوه دهد سپس به مغازه خود برگشت در بین روز صیادی دو ماهی را برای فروش آورد آن مرد ماهی ها را خرید و به منزل فرستاد تا زنش آن را برای نهار آماده سازد.
زن وقتی شکم یکی از آن دو ماهی را پاره کرد ناگهان دید همان کیسه طلا که پنهان کرد بود درون شکم یکی از ماهی هاست آن را برداشت و با گفتن بسم الله در مکان اول خود گذاشت شوهر به خانه برگشت و کیسه زر را از زن طلب کرد زن مؤمنه فوراً با گفتن بسم الله از جای برخاست و کیسه زر را آورد شوهرش خیلی تعجب کرد و سجده شکر الهی را بجا آورد و از جمله مؤمنین و متقین گردید**
منبع:
ر.ک: روایت های و حکایت ها / 213 212، به نقل از: خزینه الجواهر فی زینه المنابر/ 612. ***.


گفتن بسم الله و گذشتن از آب.

احادیث و روایات و حکایات

گفتن بسم الله و گذشتن از آب.

شخصی بیدار دل همواره برای شنیدن وعظ و سخنرانی به شهر می رفت اما تنها مشکلش این بود که در مسیر رفت و آمد او رودخانه ای قرار داشت که او به جهت نداشتن وسیله شخصی و سوار شدن برقایق کرایه ای اغلب اوقات دیر به مجلس سخنرانی می رسید،
 روزی واعظ و سخنران مجلس درباره اهمیت آیه شریفه بسم الله الرحمن الرحیم صحبت می کرد تا این که گفت: ای مردم در این آیه اسم اعظم خداوند وجود دارد و نکات مهمی در این اسم مطرح است و فواید و آثار بسیاری نیز بر آن مترتب است تا بدین حد که اگر کسی با اخلاص کامل بسم الله بگوید حتی می تواند از روی آب عبور نموده و بر آب راه برود.
آن مرد بیدار دل از شنیدن این سخنان خوشحال شد و پنداشت که کارش آسان گردیده است لذا تصمیم گرفت روز بعد بسم الله بگوید و از روی آب عبور کند صبح روز بعد هنگامی که کنار رودخانه رسید قایقی برای رفتن به آن سوی رودخانه نبود او هم بسم الله گفت و از روی آب گذشت. بعد از چند روزی به این فکر افتد که به جهت سپاسگزاری از واعظ او را به خانه اش میهمان کند به نزد واعظ رفت و از او دعوت نمود وقتی که با هم به لب رودخانه رسیدند قایقی را نیافتند به همین خاطر او از واعظ خواست که با هم بسم الله بگویند و از روی آب عبور کنند.
مرد بیدار دل بسم الله گفت و از روی آب عبور کرد و به آن طرف رودخانه رسید و از آن سو فریاد زد و از واعظ خواست که او هم به آن طرف بیاید اما واعظ گفت: من نمی توانم برروی آب بیایم مرد گفت: همان مطلبی را که به من آموختی به آن عمل کن واعظ گفت: آن چیزی که همراه تو است با من نیست و آن ایمان تو به بسم الله الرحمن الرحیم است صداقت و اخلاص و ایمان انسان وسایلی هستند که انسان را به سر منزل مقصود می رسانند دانش و علم تنها برای رسیدن به مقصود کافی نیست



**ر.ک: داستان هایی از بسم الله الرحمن الرحیم 1، 42، به نقل از: اخلاق و احکام 418. ***.

گناهان پاییزی

احادیث و روایات و حکایات

گناهان پاییزی

ابوعثمان می گوید: من و سلمان علیه رضوان الله الحنان در زیر درختی نشسته بودیم، سلمان شاخه درختی را که برگ هایش خشک شده بود، جنبانید و در نتیجه همه برگ ها بر زمین ریخت. آنگاه سلمان به من گفت: ای ابوعثمان! از من نمی پرسی که چرا چنین کردم؟ گفتم: سبب این کار چه بود؟ سلمان گفت: با پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در زیر این درخت نشسته بودیم آن حضرت شاخه ای را که برگ هایش خشکیده بود، تکان داد و همه برگ ها برزمین ریخت سپس به من فرمود: ای سلمان! از من نمی پرسی که چرا چنین کردم؟ عرض کردم: یا رسول الله! سبب چه بود؟ پیامبر فرمود: مؤمن چون بر آن وجهی که دستور رسیده، وضو بگیرد و پس از آن نمازهای پنج گانه شبانه روزی را به جای آورد، گناهان او می ریزند همچون این برگ ها که از این درخت فروریخت. آن گاه حضرت این آیه شریفه را تلاوت فرمود: واقم الصلاه طرفی النهار و زلفا من اللیل ان الحسنات یذهبن السیئات**هود/ 114. *** یعنی: در دو طرف روز و اوایل شب نماز را برپا دار چرا که حسنات، سیئات (و آثار آنها) را از بین می برند*

منبع:
ر.ک: سرگذشتهای تلخ و شیرین قرآن 4/ 163- 162 به نقل از: منهج الصادقین 4/ 462، تفسیر نمونه 9/ 268 به نقل از: مجمع البیان.

عبادت كنندگان چگونه باید باشند؟

در روایتى از امام صادق علیه السلام نقل شده كه فرمودند:

«العِبادَةُ ثَلاثَةٌ: قَوْمٌ عبدوا اللّه عَز و جلّ خوفاً؛ فتلك عبادَةُ العبید. و قَومٌ عَبَدُوا اللّه تبارَكَ و تَعالَى طَلَبَ الثَّوابِ؛ فَتِلكَ عبادة الأُجَرَاءِ. و قَوْمٌ عَبَدُوا اللّه عَزَّ و جَلَّ حُبّاً لَهُ؛ فَتِلكَ عبادَةُ الأحْرارِ. و هِىَ أَفْضَلُ العِبادَةِ؛ 

 سه دسته‌اند: گروهى خداوند را از ترس عذاب جهنم عبادت مى‌كنند؛ این عبادت بردگان است و گروهى خداوند را به طمع بهشت عبادت مى‌كنند؛ این عبادت مزدبگیران است و گروهى خداوند را از روى عشق و محبت به او عبادت مى‌كنند؛ این عبادت آزدگان است، و این بهترین عبادت هاست.»1



جمعی به در پیر خرابات خرابند

قومی به بر شیخ مناجات مریدند

یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد

یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند

فریاد که در رهگذر آدم خاکی

بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند

همت طلب از باطن پیران سحرخیز

زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند

زنهار مزن دست به دامان گروهی

کز حق ببریدند و به باطل گرویدند

چون خلق درآیند به بازار حقیقت

ترسم نفروشند متاعی که خریدند

کوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است

کاین جامه به اندازهٔ هر کس نبریدند

مرغان نظرباز سبک‌سیر فروغی

از دام گه خاک بر افلاک پریدند




اعمال روز عاشورا


مى دانیم روز عاشورا كه روز شهادت امام حسین(علیه السلام) و یاران باوفاى اوست، روز اندوه و غم و مصیبت ائمّه اطهار(علیهم السلام) و شیعیان آنها مى باشد، و بر انجام اعمال و رعایت امورى در این روز تأكید شده است، مانند:
شایسته است شیعیان در این روز دست از
كسب و كار بكشند و نیازهاى خانه را امروز تهیّه و ذخیره نكنند و به عزادارى و نوحه سرایى بپردازند و همچون كسانى كه عزیزترین افراد خویش را از دست داده اند، غم زده و اندوهگین باشند.
امام على بن موسى الرّضا(علیه السلام) فرمود: هر كس در
روز عاشورا، دست از تلاش براى دنیا بردارد، خداوند حاجت هاى دنیوى و اخروى او را برآورده مى سازد، و هر كس كه روز عاشورا، روز اندوه و غم و گریه اش باشد، خداوند روز قیامت را روز سرور و شادى او قرار دهد و در بهشت با دیدار ما، چشمش روشن مى شود، و هر كس كه روز عاشورا را براى خود روز بركت بداند و در آن روز براى منزل خویش اموالى را ذخیره سازد، آن اموال براى او بركتى نخواهد داشت.(1) (البته كسانى كه با مسائل بسیار ضرورى مردم سر و كار دارند مانند اطباى كشیك و امثال آنها از این امر مستثنا هستند).
در روایت دیگرى ابن عبّاس مى گوید: در منطقه «ذیقار» خدمت امیر مؤمنان(علیه السلام) رسیدم، صحیفه و نوشته اى را بیرون آورد كه به خط مبارك او و املاى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بود. امام(علیه السلام) آن صحیفه را بر من خواند كه در آن نوشته بود، امام حسین(علیه السلام)چگونه شهید مى شود و چه كسى او را مى كشد و چه كسانى وى را یارى مى كنند و چه كسانى با وى به شهادت مى رسند، امام(علیه السلام)وقتى آن را خواند گریه شدیدى نمود و من هم گریان شدم.(2)
همچنین در این روز از
لعن و بیزارى جستن از قاتلان آن حضرت غافل نشوند و بر این امر تأكید كنند.
2ـ امام باقر(علیه السلام) فرمود: شیعیان در این روز به یكدیگر
تسلیت بگویند و چه بهتر كه با این جمله ها باشد:

عَظَّمَ اللّهُ أُجُورَنا بِمُصابِنا بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ، وَ جَعَلَنا وَ إِیّاكُمْ مِنَ الطّالِبِینَ بِثارِهِ، مَعَ وَلِیِّهِ الاِْمامِ الْمَهْدِىِّ مِنْ آلِ مُحَمَّد عَلَیْهِمُ السَّلامُ.(3)
ب
زرگ گرداند خدا پاداش ما را در سوگواریمان بر حسین(ع) و قرار دهد خداوند ما و شما را از خون خواهانش به همراه ولیش امام مهدى از خاندان محمّد(ع).

3ـ مرحوم «ابن قولویه»(رحمه الله) مطابق روایتى مى گوید: كسى كه در
روز عاشورا كنار قبر امام حسین(علیه السلام) باشد و زائران را (كمك كند و) آب دهد، مانند كسى است كه لشكر آن حضرت را سیراب كرده باشد و گویا با آن حضرت در كربلا حاضر بوده است.(4)
هزار مرتبه بر قاتلان آن حضرت لعنت كند و بگوید: اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَیْنِ(علیه السلام).(5)
5ـ خواندن
هزار مرتبه سوره «توحید» در این روز فضیلت فراوانى دارد.
امام صادق(علیه السلام) فرموده است: هر كس در
روز عاشورا هزار مرتبه سوره «توحید» را بخواند، خداوندِ رحمان به وى نظر (رحمت) افكند و هر كس را كه خداوندِ رحمان (با دیده رحمت) نظر كند، وى را مجازات نخواهد كرد.(6)
در
روز عاشورا شایسته است كه از خوردن و آشامیدن - بدون قصد روزه - خوددارى نمایند تا این كه وقت عصر فرا رسد و از غذا و آب مختصرى (كه مصیبت زدگان استفاده مى كنند)، تناول نمایند.(7)
مرحوم «علاّمه مجلسى» در كتاب «زاد المعاد» گفته است كه بهتر است روز
نهم و دهم ماه محرّم را روزه نگیرند، زیرا بنى امیّه این دو روز را براى بركت و شكر بر قتل امام حسین(علیه السلام) (به عنوان ظاهرسازى) روزه مى گرفتند; از طریق اهل بیت(علیهم السلام) احادیث فراوانى در مذمّت روزه این دو روز، مخصوصاً روزه روز عاشورا نقل شده است.
همچنین در این روز، از
مزاح و خنده و دیگر سرگرمى هاى مسرّت بخش دنیوى خوددارى نمایند.(8)
7ـ سزاوار است هنگام
غروب روز عاشورا، به یاد مصائب فرزندان و اطفال و زنان حرم امام حسین(علیه السلام) باشند، زیرا آن هنگام از سخت ترین لحظات حرم آل پیامبر(صلى الله علیه وآله) بود. دشمنان سرمست از باده پیروزى، و اجساد شهیدان روى خاك كربلا، و زنان و كودكان نالان و گریان و پریشان بودند; در همان زمان دستور غارت و آتش زدن خیمه ها صادر شد. اطفال یتیم، زنان بى سرپرست و كودكان تشنه، هر كدام به سویى مى دویدند و در آن میان، زینب و زین العابدین و امّ كلثوم(علیهم السلام) پناهگاه این مصیبت دیدگان بودند و همه غم ها را به دل و جان مى خریدند و همه دشوارى ها را بر خویش هموار مى ساختند، تا دیگران را آرام كنند.
در آن غروب، مصائبى بر خاندان رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) رفت كه قابل تصوّر نیست و اندوهى بر آنان فرود آمد كه قابل بیان كردن نمى باشد; مصائبى كه اشك ها را از دیده ها سرازیر مى سازد و اعماق روح و جان را آزار مى دهد.
8ـ سزاوار است عاشقان و علاقه مندان مكتب سالار شهیدان امام حسین(علیه السلام) در
روز عاشورا برخیزند و بر رسول خدا و علىّ مرتضى و فاطمه زهرا و حسن مجتبى و سایر امامان از ذریّه آن حضرت(علیهم السلام) سلام كنند و آنان را در این مصیبت هاى بزرگ، با دلى سوزان و اشكى روان تسلیت گویند و این زیارت را بخوانند:

بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب

اعمال شب عاشورا

اعمال شب عاشورا
براى شب عاشورا، دعا و نمازهاى بسیارى نقل شده است كه برخى از آنها به این شرح است:
احیاى شب عاشورا; در روایتى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمده است كه «هر كس شب عاشورا را بیدار بماند (و به عبادت بپردازد); گویا عبادت فرشتگان را انجام داده است...».(1)
2ـ پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: در
شب عاشورا، چهار ركعت نماز مى گذارى و در هر ركعت یك مرتبه «حمد» و پنجاه مرتبه سوره «توحید» را مى خوانى وقتى كه در ركعت چهارم سلام نماز را گفتى، ذكر خدا را بسیار بگو و بر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) صلوات بفرست و تا مقدارى كه ممكن است بر دشمنان اهل بیت(علیهم السلام) لعنت كن.(2)
3ـ
صد ركعت نماز بجا مى آورى، هر دو ركعت با یك سلام، كه در هر ركعت یك مرتبه «حمد» و سه بار سوره «توحید» را مى خوانى و پس از پایان این نمازها، هفتاد بار مى گویى: سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا إلهَ إلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اَكْبَرُ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلاَّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظِیمِ.
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: كسى كه این نماز را بخواند - از مردان و زنان - وقتى كه بمیرد، خداوند قبرش را معطّر و خوشبو مى كند و هر روز - تا هنگام دمیدن صور - نورى وارد قبرش مى شود...(3) 
1. اقبال، صفحه 555.
2. اقبال، صفحه 556.
3. همان مدرك، صفحه 555.